تبليغاتX
 قصه همیشه تکرار هجرت و هجرت و هجرت .....
 

اعتقاد اهل سنت به ظهور فرزند زهرا


علاوه‌ بر صحاح‌ شش‌ گانه‌ كه‌ مسئله‌ بشارت‌منجي‌ موعود را از پيامبر اسلام‌ (ص‌) نقل‌ كرده‌اندساير منابع‌ اهل‌ سنت‌ نيز در قرون‌ متمادي‌ به‌ ظهورحضرت‌ مهدي‌ (ع‌) تصريح‌ كردند و در بسياري‌ ازتاليفات‌ علماي‌ اهل‌ سنت‌ با گرايش‌ مذاهب‌چهارگانه‌ حنفي‌، مالكي‌، شافعي‌ و حنبلي‌ باپرداختن‌ به‌ عاقبت‌ امت‌ اسلام‌ چنين‌ نوشتند كه‌فرزندي‌ از نسل‌ فاطمه‌ (س‌) دختر رسول‌ خدا(ص‌) از مكه‌ ظهور خواهد كرد و زمين‌ را همان‌طوري‌كه‌ از ظلم‌ و فساد پر شده‌ است‌ به‌ عدل‌ وفلاح‌ مي‌رساند و قيام‌ او در آخر الزمان‌ غير قابل‌ترديد است‌. گرچه‌ تحقيق‌ وسيع‌ و جامع‌ در اين‌موضوع‌ نياز به‌ پژوهش‌ گسترده‌ و عميق‌ دارد امابراي‌ اطلاع‌ خوانندگان‌ محترم‌ در دو قسمت‌ به‌علماي‌ اهل‌ سنت‌ تا قرن‌ دهم‌ هجري‌ و سپس‌ تاقرون‌ معاصر خواهيم‌ پرداخت‌.
   
    الف‌: اهل‌ سنت‌ تا قرن‌ دهم‌ هجري‌
    «حافظ ابوعبدالله‌ گنجي‌ شافعي‌» عالم‌ بزرگ‌سني‌ متوفي‌ (658 ه‌. ق‌) در كتاب‌ «البيان‌»مي‌نويسد «تواترت‌ الاخبار و استفاضت‌ بكثره‌رواتها عن‌ المصطفي‌ (ص‌) في‌ امر المهدي‌ (ع‌)»(اخبار و روايات‌ درباره‌ مهدي‌ (ع‌) به‌خاطرزيادي‌ اديان‌ آن‌ از پيامبر (ص‌)، متواتر و بسيارزياد است‌.) «ابن‌ حجر عسقلاني‌ شافعي‌» (متوفي‌852) حافظ كل‌ قرآن‌ در كتاب‌ «فتح‌ الباري‌»شرح‌ صحيح‌ بخاري‌ مي‌گويد «تواترت‌ الاخباربان‌ المهدي‌ من‌ هذه‌ الامه‌ وان‌ عيسي‌ (ع‌) سينزل‌ويصلي‌ خلفه‌» (روايات‌ و اخبار بر اينكه‌ حضرت‌مهدي‌ (ع‌) از امت‌ اسلام‌ است‌ و عيسي‌ پيامبر (ع‌)فرود خواهد آمد و پشت‌ سر مهدي‌ (ع‌) نمازمي‌خواند بسيار است‌.
    «محي‌ الدين‌ ابن‌ عربي‌» عارف‌ بزرگ‌ سني‌(متوفي‌ 638 ه‌. ق‌) در كتاب‌ «فتوحات‌ مكيه‌»باب‌ 366 جلد سوم‌ مي‌نويسد براي‌ خداوندخليفه‌اي‌ است‌ كه‌ خروج‌ مي‌كند و در حالي‌ كه‌زمين‌ از ظلم‌ و جور پر شده‌ است‌ از قسط و عدل‌پر مي‌كند و اگر نماند از دنيا مگر يك‌ روز خداوندآن‌ روز آن‌قدر طول‌ مي‌دهد تا اينكه‌ خليفه‌ ازعترت‌ رسول‌ خدا (ص‌) از فرزند فاطمه‌ (س‌)بيايد. گرچه‌ درباره‌ محي‌ الدين‌ ابن‌ عربي‌ احتمال‌شيعه‌ بودن‌ نيز داده‌ شده‌ است‌.
    «ابن‌ ابي‌ الحديد مدائني‌» متوفي‌ (655ه‌.ق‌) در شرح‌ عظيم‌ نهج‌ ابلاغه‌ ج‌ 2 ص‌ 535 به‌بعد مي‌نويسد تمام‌ فرقه‌هاي‌ مسلمانان‌ اتفاق‌دارند به‌ اينكه‌ دنيا و تكليف‌ تمام‌ نمي‌شود مگر برمهدي‌ (ع‌) منتظر كه‌ در آخر الزمان‌ خروج‌مي‌كند.
    در «فرائد السمطين‌» «شيخ‌ الاسلام‌ حمويئي‌»روايتي‌ از امام‌ علي‌ بن‌ موسي‌ الرضا (ع‌) درباره‌حضرت‌ مهدي‌ (عج‌) نقل‌ مي‌كند كه‌ حضرت‌مهدي‌ (عج‌) فرزندي‌ از نسل‌ چهارم‌ اوست‌ وهنگامي‌ كه‌ خروج‌ كند، زمين‌ را به‌ نور پروردگارمنور سازد و او پيامي‌ براي‌ مردم‌ دنيا از آسمان‌مي‌فرستد كه‌ همه‌ مردم‌ صداي‌ او را مي‌شنوند به‌اينكه‌ حجت‌ خداوند نزد خانه‌ خدا ظهور كرده‌است‌ پس‌، از او پيروي‌ كنيد زيرا حق‌ با او و دراوست‌
    اين‌ كتابها نمونه‌اي‌ بسيار اندك‌ از آثار علماي‌اهل‌ سنت‌ درباره‌ حضرت‌ مهدي‌ (عج‌) قبل‌ ازقرن‌ دهم‌ هجري‌ است‌.
   
    ب‌: اهل‌ سنت‌ از قرن‌ دهم‌ تا معاصر
    «ابن‌ حجر هيتمي‌» متوفي‌ 974 در كتاب‌«الصواعق‌ المحرقه‌» با نقل‌ اخبار از صحاح‌شش‌گانه‌ بشارت‌ موعودي‌ از خانواده‌ پيامبر اسلام‌(ص‌) را خبر مي‌دهد كه‌ در آخر الزمان‌ ظهورخواهد كرد و تسلط زمين‌ را به‌ اختيار خواهدگرفت‌. همچنين‌ «احمد زيني‌ دحلان‌» مولف‌«الفتوحات‌ الاسلاميه‌» متوفي‌ چهاردهم‌ 1304به‌ زيادي‌ اخباري‌ كه‌ درباره‌ حضرت‌ مهدي‌ (ع‌)وارد شده‌ است‌ تصريح‌ مي‌كند و بر اين‌ عقيده‌است‌ كه‌ اين‌ مسئله‌ قطعي‌ است‌ و مهدي‌ (ع‌) ازفرزند فاطمه‌ (س‌) است‌ كه‌ زمين‌ را از عدالت‌ پرخواهد ساخت‌.
    «ينابيع‌ الموده‌» اثر گرانقدر «خواجه‌ كلان‌قندوزي‌» از بزرگان‌ علماي‌ اهل‌ سنت‌ متوفي‌1293 است‌ و از زواياي‌ مختلف‌ مسئله‌ ظهور،حضرت‌ مهدي‌ (عج‌) را مورد بررسي‌ و تحقيق‌قرار داده‌ است‌ و حتي‌ ويژگيهايي‌ جسماني‌ آن‌حضرت‌ را توصيف‌ مي‌كند و او را منجي‌ دادگسترفرزند حضرت‌ زهرا (س‌) و هم‌ نام‌ جدش‌ پيامبراسلام‌ (ص‌) معرفي‌ مي‌كند.
    نتيجه‌ آنكه‌ علماي‌ اهل‌ سنت‌ با پيروي‌ از صحاح‌شش‌ گانه‌ ظهور منجي‌ موعود را از خانواده‌ وعترت‌ پيامبر اسلام‌ (ص‌) مورد تاييد قرار دادند وروايات‌ مربوط به‌ امام‌ زمان‌ (ع‌) را در مورد ظهورمتواتر مي‌دانند و هرگز مسئله‌ بشارت‌ موعود منجي‌در آخر الزمان‌ از فرزند حضرت‌ فاطمه‌ (س‌)اختصاص‌ به‌ شيعيان‌ حضرت‌ علي‌ (ع‌) ندارد

عالم از روز ازل مدیون عطر یاس بود .............نمی دونم کدومو باور کنم  ماجرای کوچهو در و مسمار در یا ......

 

مدد زغیر تو ننگ است

یا علی مددی


 

نوشته شده توسط الهه در جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 15:12 موضوع | لینک ثابت


یه شعر از استاد شهریار

 

سايه جان! رفتني استيم بمانيم كه چه
زنده باشيم و همه روضه بخوانيم كه چه

 

درس اين زندگي از بهر ندانستن ماست
اين همه درس بخوانيم و ندانيم كه چه

 

خود رسيديم به جان نعش عزيزي هر روز
دوش گيريم و به خاكش برسانيم كه چه

 

آري اين زهر هلاهل به تشخيص هر روز
بچشيم و به عزيزان بچشانيم كه چه

 

دور سر هلهله و هاله شاهين اجل
ما به سر گيجه، كبوتر بپرانيم كه چه

 

كشتي اي را كه پي غرق شدن ساخته اند
هي به جان كندن از اين ورطه برانيم كه چه

 

بدتر از خواستن اين لطمه نتوانست
هي بخواهيم و رسيدن نتوانيم كه چه

 

ما طلسمي كه قضا بسته ندانيم شكست
كاسه و كوزه سر هم بشكانيم كه چه

 

گر رهايي است براي همه خواهيد از غرق
ورنه تنها خودي از لجه رهانيم كه چه

 

ما كه در خانه ايمان خدا ننشستيم
كفر ابليس به كرسي بنشانيم كه چه

 

مرگ يكبار مثل ديدم و شيون يك بار
اين قدر پاي تعلل بكشانيم كه چه

 

شهريارا دگران فاتحه از ما خوانند
ما همه از دگران فاتحه خوانيم كه چه


 

امیدوارم خوشتون بیاد

مدد زغیر تو ننگ است

 یا علی مددی


 

نوشته شده توسط الهه در جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 14:53 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting