هیچ وقت فکر نمی کردم که خداوند برایت اینگونه خواسته باشد

که خداوند تقدیرت را تا امروز رقم زده با شد ..... اما برای تو فرقی نمی کند برای تو مهمم گذشتن نبود مهم چگونه گذشتن بود و چگونه ماندن

وتو دنیایت خوب گذشت و نامت را در میان شبهای عاشقانه ها همیشه بزرگ نگه داشته ای

بابای شعر های مهربانی دیدارت با حضرت خدا مبارک سلام مارا هم ای کاش برسانی و فرا مو شمان نکنی ........

ما که همیشه بیادت هستیم ............

شعری از استاد قیصر امین پور که هنوز هم زنده است

 

خسته ام از ارزو ها ارزو های شعاری

شوق پرواز مجازی بالهای استعاری

 

لحظه های کا غذی را روز و شب تکرار کردن

خا طرات با یگانی . زندگی های اداری

 

افتاب زرد و غمگین پله های رو به پا ئین

سقفهای سرد و سنگین اسمان های اجاری

 

با نگاهی سر شکسته چشمهایی پینه بسته

خسته از در های بسته . خسته از چشم انتظاری

 

صندلی های خمیده . میز های صف کشیده

خنده های لب پریده . گریه های اختیاری

 

عصر جدول های خالی . پارک های این حوالی

پرسه های بی خیالی . نیمکتهای خماری

 

رو نوشت روز ها را روی هم سنجاق کردم

شنبه های بی پناهی جمعه های بی قراری

 

عاقبت پرونده ام را با غبار ارزو ها

خاک خواهد بست روزی . باد خواهد برد باری

 

روی میز خالی من صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیتها  نامی از ما یادگاری .....

 

با اینکه باور دارم هنوز هم هست

برای شادی روحش صلوات

مدد زغیر تو ننگ است

یا علی مدد ی 

 


 

نوشته شده توسط الهه در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 20:4 موضوع | لینک ثابت