یا حضرت خورشید سلام علیک

بازوانش مرگ را بیتاب کرد                        

تیغهای تشنه را سیراب کرد

تا کنون عبا س ها را دیده ای ؟

 بو سه ای از دست آنان چیده ای ؟

بنگر این مستان آتش خورده را

بازوان تیر و تر کش خو رده را

شیعه پر در رنگ آبی میکند

آسمان را آفتا بی می کند

وآنچه شرح حال خویشان تو بود

تاب گیسوی پریشان تو بود

میروی بر نیزه تا شام خراب

تا لبی تر سازی از طشت شراب

کربلا بیت الحرا می دیگر است

حاجیا نش را صفایی دیگر است

نیت اش ترک سراپا گفتن است

در پیش تکبیر در خون خفتن است

از حرم تا قتلگه سعی و صفا ست

رد پای اهل بیت مصطفی است

عید اضحی ذبح اکبر را ببین

کعبه ی در خون شنا ور را ببین

ای جوانان بنی هاشم چرا

بر نمی دارید تا بوت مرا ؟

خاک تا کی سر کند در آفتاب

تا زشاخ و برگ او جو شد شراب

ای خما ران را شرا بی سو خته

ما عطشناکیم و آبی سوخته

بی تو در چاهم و آهی آتشین

دلوی از دود و طنا بی سو خته

دوش دیدم خیمه هایی را بخواب

شعله گون در پیچ و تا بی سو خته ....

  

التماس دعا

مدد زغیر تو ننگ است

یا علی مدد ی

 


 

نوشته شده توسط الهه در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 19:39 موضوع | لینک ثابت