دعای مارو یادت نره ماه رمضون سال دیگه باهمه عا شقای ارباب زیا رت بین الحرمین
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بچه ها امید من به قلب های پاک شماست
توی شب های قدر حاجت منو از باباحیدر بخواین
مرسی ..... باز هم
مدد زغیر تو ننگ است
یا علی مدد ی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بچه ها امید من به قلب های پاک شماست
توی شب های قدر حاجت منو از باباحیدر بخواین
مرسی ..... باز هم
مدد زغیر تو ننگ است
یا علی مدد ی
هرکی گفت به امام زمانش اعتقاد نداره به قلبش باید شک کرد
این مطلب روگذاشتم تا به همه ثابت شه که زمونه برای هیچ فرقه و دینی بی صاحب نمی شه و معنا نداره ![]()
![]()
![]()
ایرانیان با ستان : گرازاسیه از کابل ظهور خواهد کرد ......
برهمنا ن : در پایان دنیا شینو قیام خواهد کرد و.....
نژاداسلام : از مشرق یک نفر قیام می کند و....
نژاد انگل سا کسون : ارتور از جزیره ی الوان ظا هر می شود و بر دنیا مسلط می گردد و ...
نصاری : ما هدی (مهدی ) ظهور می کند و عالم را متصرف می شود و .....
قسمتی از یک لوح در هرم ثلا له مصر : ریان دو مغ هستم . روزی فرا می رسد که فرستاده ی پروردگارم قفل ها را از این اسرار بگشا ید . او کسی ست که در پا یا ن دنیا در اطراف خا نه ی خدا پدیدار می گرد د و .....
تو ضیح : این لوح در سال 270 هجری قمری به وسیله احمد بن طو لون حکمران مصر کشف و تو سط اسقف حبشه خوانده شد.
فیلسوف پتاه هوتپ (300هق) : سلطا نی دادگر خوا هد امد که اختلاف های طبقاطی را از بین می برد و مردم را به ارا مش خواهد رسا ند . اما بدا نید او نیرو یش دیده نمی شود و جهان را با ان نیرو مسخر می گرداند و.....
تو ضیح : پتاه هوتپ وزیر سلسله ی پنجم فراعنه ی مصر بود که در شهر همفیس زندگی می کرد .
اقوام اسکا ندینا وی : برای مردم بلا ها یی می رسد و جنگ عالم گیر زندگی اقوام را تباه می سا زد . ان گاه او دین با نیرو یی (عظیم) بر همه پیروز می گردد و...........
یو نا نیان : نجات دهنده ی دنیا کلو پرک ظهور می کند و.......
اقوام ارو پا ی مرکزی : بو حض ظهور می کند و دنیا را تصرف می کند و....
اقوام امریکای مرکزی : نجات بخش دنیا (کو تز لکوتل ) پس از بروز حوا دثی در جهان پیروز خواهد شد............
مدد زغیر تو ننگ است
یا علی مددی
امروز یه شعر از خانووم اریان استاد شعرم براتون می ذارم که به نوبه خودش ودر ژانر اجتماعی یک ......
هست بخونید تا مطمئن بشید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تنگ غروب از سنگ بابا نان در آورد
آن را براي بچه هاي لاغر آورد
مادر براي بار پنجم درد كرد و
رفت و دوباره باز هم يك دختر آورد
گفتند دختر نان خور است و با خودش گفت
اي كاش مي شد يك شكم نان آور آورد
###
تنگ غروب از سنگ بابا نان درآورد
آن را براي بچه هاي لاغر آورد
تنگ غروب آمد پدر؛ با سنگ در زد
يك چند تا مهمان براي مادر آورد
مردي غريبه با زناني چادري كه
مهمان ما بودند را پشت در آورد
مرد غريبه چاي خورد و مهربان شد
هي رفت و آمد؛ هديه اي آخر سر آورد
من بچه بودم؛ وقت بازي كردنم بود
جاي عروسك پس چرا انگشتر آورد؟!
دست مرا محكم گرفت و با خودش برد
ديدم كه بابا كم نه از كم كمتر آورد
###
تنگ غروب از سنگ بابا نان درآورد
آن را براي بچه هاي ديگر آورد
مادر براي بار آخر درد كرد و
رفت و نيامد؛ باز اما دختر آورد
مدد زغیر تو ننگ است
یا علی مددی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
التماس دعا < نماز روزه هاتون قبول >
مدد زغیر تو ننگ است
یا علی مددی
سلام توی این پست یه شعر از استاد نظری براتون می ذارم
ما بچه های حوزه هنری عشق شعرای اقای نظری هستیم دیگه .............!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به نسيمي همه راه به هم مي ريزد
کي دل سنگ تو را آه به هم مي ريزد
سنگ در برکه مي اندازم و مي پندارم
با همين سنگ زدن ، ماه به هم مي ريزد
عشق بر شانه هم چيدن چندين سنگ است
گاه مي ماند و نا گاه به هم مي ريزد
انچه را عقل به يک عمر به دست آورده است
دل به يک لحظه کوتاه به هم مي ريزد
آه يک روز همين آه تو را مي گيرد
گاه يک کوه به يک کاه به هم مي ريزد
فاضل نظري
مدد زغیر تو ننگ است یا علی مدد ی
یا علی مددی
منبع:اوای امین
ماه رمضون دیگه با همه ی عاشقای ارباب توی بین الحرمین .......... ان شائالله
توی این پست یه شعر از استاد فا ضل نظری( رییس حزه هنری تهران )براتون می ذارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از باغ می برند تا چرا غانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستا نی ات کنند
پو شا نده اند صبح تو را ابر ها ی تار
تنها به این امید که با را نی ات کنند
یو سف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
ای گل گمان نکن که به شب جشن می روی
شا ید به خاک مرده ای ارزا نی ات کنند
یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطا نی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گا هی بهانه ایست که قربا نی ات کنند
مدد زغیر تو ننگ است
یا علی مددی
التماس از دلهای آسمو نی تون ![]()
![]()
![]()
یک سال چشم دوختم به زمین و قا فل از بالا ی سرم شدم
میون ماه و خورشید این چشمک ستاره ها بود که جزبم می کرد
یه قفل بزرگ زدم به دکون دلمو دور محبت کردن یه خط قرمز کشید مو قافل از اینکه ..
...
چمدون اشکهامو بستم ووجب وجب ریل قطار زندگیمو متر کردمو نفس نفس با عقربه بزرگه ی ساعت روی دیوار به دنبال عقربه کوچیکه دویدم اما هیچ وقت دستم بهش نرسید تا نگهش دارم و قافل از اینکه ........... ![]()
نگاهمو دوختم به نگاه خیس بارونوخندیدمو خجالت نکشیدم . بین بی رنگیا رنگین کمونو برای دردلم انتخاب کردمو هیچ وقتم نفهمیدم که آخر چه رنگی بود
دلمو به طا ق زمین چسبوندمو از صبح علی الطلوع دویدم به دنبال خودم و دریغ ازیه نشونه ........
دریغ از یه ردپا ..........
دریغ از یه صدای اشنا و قافل از اینکه .......... ![]()
به خودم که اومدم دیدم نه........
انگار که حسا بی گم شدم
انگار که حسابی راهمو گم کردمو زدم به بیراهه وتخت گاز رفتم تا نهایت نا کجا یی که نه من می دونستم کجا بود نه هیچ کس و قافل از اینکه .............![]()
خدامو گم کردم
تنهاش گذاشتم ...
اون در انتظارم نشست
بهم فکر کرد
صدام زد
" حی علی الصلاه "
من نشنیدم مثل همیشه
انگار عادت کرده بودم که نشنوم
رجب ساخت . برای من
گفت: بیا هنوز دیر نشده
اما بازهم نفهمیدم
شعبان ساخت . وبا زبانی دیگر گفت : بنده ی من بیا
من هنوز منتظرت هستم
و اما رمضان را ساخت
یک میهمانی بزرگ که هرکسی را دعوت کرد
واسم منو نوشتو کارت دعوتم رو از مدتها پیش برام فرستا ده بود و من تازه نگام بهش افتاد
حالا این به من وا بستاست که دست پر توی این مهمونی حاضر شم یا باز هم مثل همیشه ......... ![]()
قافل از اینکه ........ ![]()
باز هم او به یادم بود .........![]()
التماس دعا
مدد زغیر تو ننگ است
یا علی مددی ![]()
استاد بی بدیل باورها تولدت مبارک برای هدیه یکی از دل نوشته های استاد نازنینم فرزاد حسنی رو براتون می ذارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تقدير هميشه حرف خودش ميزنه
تقدير نه به من نه به تو اجازه نميده كه راه خودمون بريم
تقدير گاهي مچ ما را سر بزنگاه به هم رسيدن ميگيره
تا حالا چقدر شده كه سلام نكرده مجبورشي بري
تا حالا چند بار شده كه نصفه راه برگردي و اداي موندن اختياري رو در بياري
تا حالا براي اين همه غصه؛ دلت لرزيده
تا حالا پا پيش كشيدي، تا حالا مجبور شدي همه چي رو بذاري و بري؟
تقدير هميشه حرف خودشو ميزنه
چقدر سخته كه براي آخرين بار بگي خداحافظ
تا حالا چند بار گفتي: خداحافظ، چند بار؟
آه از اين خداحافظ
متن پاياني هفت شنبه به قلم فرزاد