همچون انار خون دل از خویش می خوریم ...
یک نکته این است که انسان، اصرار بر گناه نداشته باشد. حق و حقوق مردم را بدهد. اگر به کسی آزار رسانده است، برود و از او رضایت بطلبد. داستان مرحوم آیت الله حق شناس را مکرر برای شما عرض کردم. فرمودند که یک جایی بود، نمی دانم حالا چطور شده است. کسی غیبت کرد از یک شخصی، ما هم شنیدیم. هر چقدر هم تلاش کردیم حلش کنیم، مثلا برویم دفاع کنیم، نشد. مثلا فرض کنید یک نفر به یک کسی چیزی گفته بود و به گوش من هم رسید. مثلا به من نمی خواسته بگوید که من طرفش باشم. گفتند و من هم شنیدم. مثلا من دویدم به دنبالش، سوار ماشین شد و رفت. خب چکارش کنم؟ من غیبت را شنیدم و کاری هم نمی توانم بکنم. رفتم و آن آدم را گیر آوردم. گفت نمی بخشم. نمی بخشم. آقا من نگفتم. من شنیدم. مرحوم آیت الله حق شناس فرمود که گریه کردم. جوان بودم دیگر. گریه کردم، خم شدم، تا دستش و پایش را ببوسم. حق مردم اینگونه است. گفت حالا چون تو خودت نبودی و شنیدی، از تو می گذرم. اما از آنها نمی گذرم. خب، اگر اینگونه بود چکارش کنیم؟ در هر صورت؛ حق مردم را به گردن نداشته باشد، اصرار بر معصیت نداشته باشد، خدای متعال، امور او را بر عهده می گیرد. اینکه امور او را بر عهده می گیرد، سرانجام انسان می تواند به یقین برسد. اگر به یقین رسید، به یک کشتی مستحکمی رسیده است که آن کشتی هیچ وقت گرفتار طوفان نمی شود.
پی نوشت : این روزها مداما آرزو میکنم ای کاش کر و لال بودم ... نه می شنیدم که مجبور به قضاوت شوم ... نه می گفتم .. که احتمال خطا و بی عدالتی در گفتارم محتمل باشد ... انگار داریم لبه ی مو حرکت می کنیم ... هر چه بیشتر می خوانم بیشتر به این نتیجه می رسم که اصلی ترین عامل بدبختی آدمی خود او است ... ولا غیر ... الهی اعوذ بک من نفسی را باید جدی گرفت جدا!! ...
پی نوشت2: وقتی در برخی مجموعه ها آدم نزاع قدرت می بیند ... نفسانیت و منم های شیطانی ، ولایت پذیر نبودن آدم ها در کار و تلاش ... وقتی ذبح شدن ایدئولوژی و هدف را می بینی در مجموعه هایی که قرار بود خدا محور باشد ... انقلابی باشد ... به فرق آدم ها با خامنه ای فکر می کنی ... که می گفت: اگر به خامنه اي بگويند كه امروز وجود تو براي كفش جفت كردن توي فلان حسينيه مفيدتر است... بنده خواهم رفت آنجا و كفش جفت خواهم كرد. اين را قطعاً بدانيد اگر يك كاري باشد كه من در آن كار در گمنامي زندگي كنم و وجودم براي اسلام مفيدتر از مسئوليتي باشد كه الان دارم، و الله يك لحظه درنگ نمي كنم.
روزنامة جمهوري اسلامي، 3/3/62دلت می خواهد این را برای همه ی فعالین فکری و فرهنگی جبهه انقلاب طلا کوب کنی تا سر اتاق های کارشان نصب کنند .... ای کاش آدم ها باورشان می شد که در برخی مجموعه ها نبودنشان مفیدتر از بودنشان است و گاهی با نبودنت باید به انقلاب خدمت کنی ...

...وقتی که فریاد در گلو میشکند