انقلاب اسلامی و فصل جدیدی در تعریف نقش زن .
پی نوشت1 : نفرت انگیز ترین احساس زمانی است که مجبور باشی بصورت خیلی رادیکالی ( و بیشتر از حدی که به ان معتقدی) از حقوق از دست رفته دختران انقلابی دفاع کنی ... این روزها دارم بیشتر مطمئن می شوم که گویا جهان بر پایه تبعیض جنسیتی بنا شده است ... ؟ نفرت انگیز ترین تعابیر را هم این روزها از آدم های مختلف شنیده ام که به طرز عجیبی ساحت فهم را هم جنسیتی می کنند !!! و همین می شود که اصلا همه امکانات رشد علمی می شود برای آقایون ؟!! امکاناتی که اگر فقط یک دهم آن برای خانم ها فراهم می شد خیلی می توانستند مفید واقع بشوند ...!!! سوال همیشگی ام را دوباره تکرار می کنم : آیا زن انقلاب حق ندارد دلش برای انقلاب اسلامی بتپد ؟ بخواهد بفهمد ؟ احساس رسالت کند ؟ دلش بخواهد مثلا برود فلان جا سر فلان کلاس برای آموختن فلان مساله ؟؟؟ این روزها خیلی علاقه مند و البته حساس شده ام بر مساله زنان . به این نتیجه رسیده ام که در انقلاب یکی از مدل هایی که باید پیدا کرد مدلی برای زیست زن انقلابی مسلمان است ... یک مدل متفاوتی را می طلبد ؟ یک سبک زندگی جدید که زنان جامعه دینی را نه در دام رویکرد های فمنیستی آوانگارد بیاندازد و نه آنها تبدیل کند به زنان تو پستوی غیر مفید برای جامعه !! یک مدلی که حد تعادل قضیه را نشان دهد . و این کار نیازمند یک کار عمیق فکری است / نیازمند این است که یک کسی که فهم عمیقی از ماهیت انقلاب اسلامی و فهم عمیقی از جهان مدرن دارد در نسبت با دیگر ساختارهای جامعه مدرن و نسبت با تحول عظیمی که در انقلاب به واسطه رویکرد حضرت امام به مسایل ایجاد شد.
نفرت انگیز ترین جمله ای که بارها شنیده ام و هیچ چیز به این اندازه من را عصبانی نمی کند ای بود که : " انقلاب اسلامی زن ها را پر رو کرده است .... " ( شما با آدمی که ادعای حزب اللهی بودن می کند و بعد توی چشمتان زل می زند و این را می گوید چه می کنید ؟ ) شاید یک روز با این موضوع یک مقاله بنویسم و مبسوط تر توضیح بدهم .
پی نوشت2 : داشتم به این فکر می کردم که چگونه آدمی به مقام "الهمنا معرفه الاختیار" می رسد ؟
پی نوشت 3 : اللّهُمّ إِنِيّ أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ لِي بِالْخِيَرَةِ
وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ الِاخْتِيَارِ، وَ اجْعَلْ ذَلِكَ ذَرِيعَةً إِلَى الرّضَا بِمَا قَضَيْتَ لَنَا وَ التّسْلِيمِ لِمَا حَكَمْتَ فَأَزِحْ عَنّا رَيْبَ الِارْتِيَابِ، وَ أَيّدْنَإ؛سسّّ بِيَقِينِ الْمُخْلِصِينَ...
قائدنا الخامنه ای :
« البته بعضىها اینطور حرفها را در همان نظر اول با شدت رد میکنند و میگویند آقا شما میخواهید زن را توى خانه اسیر کنید، محبوس کنید، از حضور در صحنههاى زندگى و فعالیت باز بدارید؛ نه، به هیچ وجه قصد ما این نیست؛ اسلام هم این را نخواسته. اسلام وقتى که میگوید: «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» یعنى مؤمنین و مؤمنات در حفظ مجموعهى نظام اجتماعى و امر به معروف و نهى از منکر همه سهیم و شریکند؛ زن را استثناء نکرده. ما هم نمیتوانیم زن را استثناء کنیم. مسئولیت ادارهى جامعهى اسلامى و پیشرفت جامعهى اسلامى بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد؛ هر کدامى به نحوى بر حسب توانائىهاى خودشان. بحث سر این نیست که زن آیا میتواند مسئولیتى در بیرون از منزل داشته باشد یا نه – البته که میتواند، شکى در این نیست؛ نگاه اسلامى مطلقاً این را نفى نمیکند -… این هنرى نیست که زن کار مردانه را تقلید کند؛ نه، زن یک کار زنانه دارد که ارزش آن از هر کار مردانهاى بیشتر است. امروز دستهاى بشدت مشکوک موج ضد ارزشى را در دنیا به راه انداختهادر میدانهای اجتماند – که در همه جا هست، در کشور ما هم متأسفانه در گوشه و کنار دیده میشود – اینها میخواهند زن را وادار کنند به اینکه بشود یک مرد! این را کسر شأن زن میدانند که چرا فلان کارها را مرد میکند، زن نکند!… شما دلتان میخواهد که ما بیائیم بگوئیم زن، یک مرد است؛ آن وقت یک مرد مصنوعى؛ کپى دوم مرد! این چه افتخارى است براى زن؟ افتخار براى زن این است که یک زن باشد؛ یک زن کامل، یک مؤنث کامل. در مقام ارزشگذارىهاى والا اگر نگاه کنیم، این ارزش – یک زن کامل بودن – از یک مرد کامل بودن کمتر که نیست، در مواردى قطعاً بالاتر و بیشتر هم هست. ما چرا این را از دست بدهیم؟ البته مسئولیتهائى هست که مشترک است. همانطور که گفتیم، مسئولیت حضور در جامعه و فهمیدن دردهاى عمومى جامعه و سعى در علاج دردهاى عمومى جامعه، مخصوص مرد و مخصوص زن نیست؛ زنها هم نمیتوانند شانهشان را از این مسئولیت خالى کنند. اگر زنها باید در این زمینه کارى انجام بدهند، البته باید انجام بدهند – محدودیتى هم وجود ندارد – اما مسئولیتهاى اختصاصى هم، یعنى آن کارى که خداى متعال به حسب طبیعت به عهدهى زن قرار داده، مهم است.» ۱۳/۴/۱۳۸۶
نکته : این بدین معنا نیست که زنان جامعه انقلابی باید بین این دو فضا یکی را انتخاب کنند ، شاید این بدین معنا باشد که وظیفه زنان انقلابی در جمهوری اسلامی دوبرابر و سخت تر شده است و این خود نیز نکته قابل تاملی است ...
به نظر من، جوانان انقلابى دانشگاه - چون بحث دانشجو را داريم - سعى كنند
خوب درس بخوانند؛ خوب فكر و معرفتشان را بالا ببرند. سعى كنند در محيط
خودشان اثر بگذارند؛ فعال باشند، نه منفعل؛ روى محيط خودشان، اثر فكرى و
روانى بگذارند. اين شدنى است. يك جوان گاهى اوقات مىتواند مجموعه پيرامونى
خودش را - كلاس را، استاد را و حتّى دانشگاه را - زير تأثير شخصيت معنوى
خودش قرار دهد. البته اين كار با سياسیكارى بهدست نمىآيد؛ با معنويت
بهدست مىآيد، با صفا بهدست مىآيد، با استحكام رابطه با خدا بهدست
مىآيد. عزيزان من! رابطه با خدا را جدّى بگيريد. شما جوانيد؛ به آن اهميت
بدهيد، با خدا حرف بزنيد، از خدا بخواهيد. مناجات، نماز، نماز با حال و با
توجّه، براى شما خيلى لازم است. مبادا اينها را به حاشيه برانيد.
...وقتی که فریاد در گلو میشکند