مشکل از جای دیگری است رفقا ...

امروز همه دست و پا می زدیم برای حرف زدن و جالب تر از همه اینکه می دانستیم آخرش دعوا خواهد شد. ان چیزی که در طول جلسه تا ان جایی که بحث تبدیل به مشاجره شد ذهنم را مشغول می کرد این بود که تمام این حرفها را قبلا به طور مودبانه تر و علمی ترش را در برخی کلاس ها به عنوان درس یاد گرفته بودیم ... می خواستم فریاد بزنم که رفقا ساکت ... مشکل از جای دیگری است ... شاید عاقلانه اش این باشد که برای بحث حجاب در دانشکده علوم اجتماعی نباید ابتدای امر از دین و کتاب مقدس قران فکت آورد ... بایداز فلسفه علوم اجتماعی شروع کرد ... از فلسفه اخلاق ... .. شاید هم باید به فکر یک عملیات استشهادی بود در عرصه فرهنگ ... وشاید هم باید یکبار دیگر انقلاب فرهنگی کرد از جنس انقلاب اسلامی ... همه چیز و یا منصفانه اش بیشتر مشکلات بر می گردد به انچه می اموزیم در کلاسهای جمهوری اسلامی ... خیلی جالب است که سالیانه میلیارد ها پول بیت المال را هزینه می کنیم برای پرورش دانشجویان سکولاری که تمام اصول بر اندازی و اغتشاش و اقداماتی از این دست را به خوبی اگر درس هایش را خوب بخواند یاد می گیرد ... این یعنی مار در استین پروراندن ... این یعنی خود زنی ... این یعنی نیاز به کسی نیست. در زمینه ی سازماندهی اعتراضات و اغتشاشات و بزرگ جلوه دادن موضوعات کوچک و پیوند دادن مسائل بی ربط به هم برای ایجاد زنجیره های نارضایی (از سلف تا وضعیت حجاب) به خود کفایی رسیده ایم ... .

در اخر جلسه امروز بود که فهمیدم خود کرده را تقصیر و یا تدبیر نیست ... . با قید احتمالا و بعضا ...

پی نوشت ۱: تقریبا یک سال کاردر شورای صنفی اگرچه هیچ فایده ای نداشت برایم . تنها نتیجه اش این بود که بفهمم پشت پرده ی تحریکات دانشجویی را چه کسانی سازماندهی می کنند و چگونه ...

 پی نوشت۲: همه مشکلات از بی زهرایی است...  از بی زینبی است ... .

پی نوشت۳:و امام چه راست گفت : تا نفس اصلاح نشود هیچ چیز اصلاح نمی شود ...

ادامه نوشته

مرگ دموکراسی- تولد مردم سالاری دینی  ....

جمهوری اسلامی و عبور از دموکراسی مدرن ...

حقیقت این است که عصر انقلابات دموکراسی و عصر هژمونی دموکراسی ها به پایان رسیده و با انقلاب اسلامی طلیعه ی عبور از دموکراسی امانیستی در ادامه ی عبور از تمدن به قول حضرت روح الله "وحشی غرب " نکته ی قابل تاملی است در عرصه ی تمدنی که باید بدان پرداخت .  مفهوم جمهوری اسلامی را امام روح الله زمانی مطرح می کند که رویکرد نفسانی و اهواگرایانه و سوبژکتیویستی ، زمینه های پذیرش دموکراسی های مبتنی بر اصالت جمع را در جوامع مدرن به حد نزدیک به صفر رسانده است واز این رو، دموکراسی ها در شرایطی قرار گرفته اند که نه با صورت لیبرالی و اصالت نفس اماره فردی قادر به ادامه حیات هستند و نه با رویکرد اصالت نفس اماره جمعی .  واین مساله بر می گردد به ذات متناقض این اندیشه و ابهامات حل نشده ای که در خود مفهوم دموس- یا مردم و حاکمیت و قانون گذاری توسط دموس دیده می شود که اینها اساسا غیر قابل تحقق در عینیت خارجی هستند. در واقع رسیدن به نقطه ای که همه مردم در آن دارای وحدت نظر و وحدت عمل باشند تقریبا غیر ممکن است چراکه مردم مجموعه ای پیچیده از گروهها و طبقات اجتماعی دارای منافع وخواستهای متفاوت و بعضا متناقض اند. در این صورت احتمالا به اینجا خواهد رسید که نظر یک عده به نفع عده ای دیگر حذف خواهد شد و اگر اینگونه عمل شود این سوال بوجود می آید که نظر چه کسانی در چه شانیتی به نفع چه کسانی باید کنار برود و اساسا این را چه کسی باید مشخص کند ؟ و اساسا چه دلیل عقلانی یا تاریخی یا حتی تجربی (با توجه به رای اکثریت آلمان نازی به هیتلر جنایت کار)   برای پیروی از رای اکثریت وجود دارد؟ و سوال اساسی تر اینکه بالاخره "دموس" کیست ؟ و چرا؟ همانطور که مطرح شد  اشکالات تئوریکی ازاین دست به فراوانی در این اندیشه مستهلک دیده می شود که امری لاینحل به نظر می رسد و جز با مرگ دموکراسی از بین نمی رود. بی تردید تمدن اسلامی که در چشم انداز پایانی تاریخ ظهور خواهد کرد با خود مدل سیاسی و اجتماعی به همراه می آورد که چیزی جز مدل نظام امامت و در نهایت ظهور امام معصوم نخواهد بود . اما در شرایط کنونی که هنوز بساط سلطه ی تمدن رو به انحطاط امانیستی تا حدودی بر زمین پهن است و انقلاب اسلامی جهت پی ریزی یک ساختار سیاسی کارآمد که اولا اصالت و صبغه دینی و اسلامی داشته باشد و ثانیا متعلق به دوره گذار از تمدن غرب به تمدن ولایی و هماهنگ با مقتضیات آن باشد ، بحث جمهوری اسلامی و در ادامه آن مردم سالاری دینی مطرح می شود، به عنوان یک مدل و ساختار سیاسی . که حول محور" رابطه امت با ولی فقیه و امام جامعه " سازمان می یابد. همین امر جمهوری اسلامی را از آفات و تناقضاتی که نظام های دموکراتیک بدان دچار می شوند مصون می دارد. و نقطه قوتی که باید بدان توجه کرد آن است که مکانیسم های اصلی هدایتی آن تماما دینی و برگرفته از تفکر اصیل "اسلام شیعی" است .در اندیشه دموکراسی در مقام نظر این عقل خود بنیاد مدرن یا بهتر است بگوییم نفس خود بنیاد مدرن است که قرار است منشا تصمیم گیری باشد ( که البته این هم در مقام عمل بدلایلی که ذکر شد غیر ممکن است ) اما آنچه که در مدل حکومتی تمدن اسلامی مورد توجه قرار می گیرد، مفهومی است که با انقلاب اسلامی ایران و توسط حضرت امام"ره"( به عنوان تنها رهبر دوران گذار ازعصر توحش مدرن و سکولاریسم شبه مدرن و مدرن در عصر غیبت به  عصر انقلابهای دینی و تشکیل نظام های معنوی)، مطرح شد.  دولت دینی عصر گذار به صورت "مردم سالاری دینی" در قالب "جمهوری اسلامی " وبر پایه ی ولایت فقیه و ر ابطه امام با امت، سازماندهی نظری و عملی گردید، که ضمن حفظ اصالت اسلامی  نظام و تاکید بر مبانی الهی مشروعیت آن ، مجراها و مکانیسم هایی برای مشارکت گسترده و فعال حمایتی –نظارتی مردم تعبیه کرده است. در نظام های دموکراتیک، ایدئولوژی ها و دولت ها واحزاب بر پایه تفسیر مدرنیستی از سیاست و قدرت، اساسا به دنبال اهداف دنیوی و ناسوتی و نفسانی صرف می باشند و همین امر به طور مبنایی موجب ایجاد تزاحم و کشمکش و رقابت ما بین "فرد" و "جمع" در آنها می گردد، اما اساس نظام مردم سالاری دینی بر عبور فرد از ساحت "طبقه" و "نژاد" به ساحت فطرت و اصالت های فطری اش قرار دارد( که البته در ابعاد بزرگتر این بر می گردد به ساختار حکومت اسلامی و ساز و کار و اقتضائات نظام ولایی به طور نسبی و یا تام آن) .  و اساس رابطه حول محور شخص به عنوان بنده ومخلوق در برابر خدا به عنوان ولی و خالق سامان نظری می یابد فارغ، از کشمکش های رقابتی میان فرد و جمع که در ساز و کار دموکراسی بحران می آفریند .  و این چنین عنان نفس سرکش انسان دینی در حصار عقل مطلق مهار می شود و اراده انسان دینی می شود همان اراده خداوند متعال . و تمامی این مضامین را می توان در اندیشه حضرت امام و نوع نگاه وی به "امت اسلامی" و "ملت مسلمان"   یافت، که از آن دریافت است که مفهوم "جمهوری اسلامی " به عنوان ابداعی در ادبیات سیاسی قرن خلق و پرورانده می شود .

و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا

تنها راه حل رسیدن به پیروزی در تمام ابعاد آن این است که در تمام عرصه ها جهادی عمل کنیم .

و لازمه عمل جهادی این است که اجالتا وقت تلف نکنیم ... . وقتی انسان خودش را وقف انقلابی می کند که به قاعده ۱۴۰۰ خون پشتش خوابیده است . دیگر وقتش - زندگی اش-و همه چیزش می شود بیت المال . و برای لحظه لحظه اش محاکمه خواهد شد ... باید باور کنیم که نمی توان هم به همه کارهای روزمره رسید . هم دل همه اعضای فامیل را با دید و بازدید های ۲-۳ ساعته بدست اورد - هم به مسافرت نوروزی رفت - هم در سلف دانشکده چایی خوردو هم به هر جنگولک بازی دوران جوانی پرداخت - هم جهاد علمی کرد ...

اولین مرحله در جهاد عزم است . اینکه تصمیم زندگی ات را بگیری!  وقتی حاصل شد باید برید از همه تعلقات ... از همه ماسوی ... باید به کمال انقطاع رسید ... باید عبد شد ...باید خود را در محضر دید ... باید حاضر شد ... .

 صبح که به قصد دانشگاه از خانه بیرون می زنی قصد  قربت می کنی و بند کفش هایت را محکم می بندی ! آنوقت است که زمین و زمان برایت می خواند این را که : (ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش - بهر نبردی بی امان آماده باش آماده باش ...)

... باید خود را همیشه در مبارزه دید ... حق باطل دو جز همیشگی زندگی اجتماعی است و تا زمانی که بشر در جامعه زندگی می کند در این کشاکش مدام باید مبارزه کند ... باید دفاع کند ... باید ثابت کند ... باید هدایت کند ... باید پیامبری کند ... باید جهاد کند ...

پی نوشت۱ : خدا خیر بدهد کسی که تب صحیفه خواندن را در سر من انداخت ....  

پی نوشت۲- نعره زد جنگ ولی پنجره ها را بستند
                به غنائم که رسیدیم به ما پیوستند

حکایت میهمانی های این روزها ... حکایت برخی آدم ها... حکایت آنها که سر سفره نظام رسیدند و آنقدر خوردند که به هیچ کس نرسید.در آخر هم گذاشتند پای حب مادرزن گرام و ارتباطش با سفره ... یک نفر هم پیدا نشد بگوید تا الان کجا بودید ؟