يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ
مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ
مى خواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش كنند و حال آنكه خدا نور
خود را كامل خواهد گردانيد.گر چه كافران را ناخوش افتد.
سوره مباركه صف آيه 8
هیچ چیز از شما بعید نیست...!
توهین به عکس امام روح الله ... گذشت و سکوت کردیم ...
توهین به خیمه های عزای اباعبدالله گذشت و سکوت کردیم ....
اهانت به اصل ولایت فقیه هم گذشت و سکوت کردیم ...
اصلا مقصر اصلی خود ما هستیم، آنقدر زبان
غیرتمان لال شده است که دیگر جایی برای حفظ حرمت ارزشهای راستین و حقیقی نمانده
است ... وقتی به جز فحاشی و سلب هویتی مجزا و اثباتی برای خودتان تعریف نکرده اید
و مدام خودتان را در مخالفت و نبود دیگری تعریف می کنید باید هم در نشریه صبح مورخ 25 خرداد ادعای رسمی
کنید که : " اگر شخصی آزادانه فکر کند و به این نتیجه برسد که شخص، مکتب،
رژیم سیاسی، و یا حتی یک تاریخ و گذشته ای قابل تمسخر و توهین است، آیا نباید به
او اجازه داد که حرفش را بزند ؟ " از ادعاهای غیر علمی و معاندانه ای که در
این سر مقاله در ادامه ی جریانهای فیس بوکی در توهین به مقدسات به راه افتاده است
می گذرم . که شان کلام و قلم را بیشتر از این می دانم .
اما وقتی فضای آزادی بیان را با ازادی دهان و آزادی اندیشه
را با آزادی نفس های افسار گریخته ی مالیخولیایی و عقده های جنسی اشتباه می گیرید
کارتان به جایی می رسد که حتی فحاشی به امام معصوم را هم آزادی بیان می دانید ...
وقتی بزرگانتان حکم حضرت امام را در مورد ارتداد سلمان رشدی حکمی غیر انسانی
میداند از شما دیگر هیچ چیز بعید نیست ... !!
اما نکته اینجاست که این اتفاق در نشریه دانشجویی می افتد
که در چند شماره قبل خود در اعتراض به یکی از مقالات نشریه سمر که صرفا نظر
نویسنده مطلب و البته نظر عده نه چندان محدودی از امت حزب الله نیز بود اعتراض
وارد کرده که چرا لحن مقاله توهین آمیز بوده است ؟ تیتر ها می زنند در حمایت از
فرقه ضاله بهاییت و آزادی بهاییان و وقتی اعتراض میکنیم از احترام به حقوق
انسانی حرف می زنند و ازادی ادیان ! و اما
نمی دانم چگونه مسلمان خطاب کنم آنانی را که مصداق " صُمٌّ
بُكْمٌ
عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ." اند و در مقابل فحاشی به امام
معصومشان ... و جد بزرگوار امام زمان ... بگزریم از فحاشی به همه ارزشهای انسانی و
دینی ... . نه تنها سکوت کرده اند که حمایت هم می کنند ! ما به سکوتهای شما عادت
کرده بودیم ... به اینکه اعلام برائت نکنید هم عادت کرده بودیم ولی اینبار قضیه
فرق دارد ...!
به شما گلایه ای ندارم که مدتهاست وقاحت را از حد گذرانده
اید و از اسلام اسمی را یدک می کشید که وعده شما خواهد بود در آخرت و مقابل رسول
الله و البته امام و شهدا ... گلایه ام به خودمان است که سکوت کرده ایم ... که دم
بر نمی آوریم نسبت این اقلیتی که مدام فضای پاک علمی دانشکده را به سم پراکنی
آلوده می کنند ...
روزانه صد ها نفر از شیعیان بحرین بر خلاف همه قوانین حقوق
بشر قتل عام می شوند ... دنیا تحت یک تحول عظمیم جهانی در حال تغییر است وعده ای
در دانشکده علوم اجتماعی همچنان در پی تحقق اهداف تقلیل یافته ی سیاست مداران
بعضا بیرون از محیط دانشگاهی هستند . وای
بر شما که برادران مسلمان و شیعه تان را در بحرین و فلسطین و لبنان و تونس و
پاکستان و یمن و ... مظلومانه می کشند و مهم ترین خبر نشریه تان می شود پایان
غمگین خاله شادونه ؟؟؟!!!!
روزی شهید بهشتی بزرگ می فرمودند که:" دانشجو موذن
جامعه است و اگر خواب بماند نماز امت قضا می شود" و حالا باید صوری دمید و
تمام بزرگان تاریخ انقلاب را بیدار کرد که بدانید دانشجو نمازش قضا شده ... !
در مقاله های قبلی دوستان من خطابتان می کردم ولی اینبار من
باب تولی و تبری دیگر دوستی باقی نمی ماند تا اینکه اعلام برائت رسمی بکنید ...
چرا که ما با دشمنان اهل بیت دوستی نداریم ... اصلا همان روز که خیمه های عزای اباعبدالله
را به آتش کشیدید شعله ی تبری ما زبانه کشید ... ( منتظر برائت شما شدیم که گفتید
مردمی خدا جو بودند ...! ) همان روز که عکس امام روح الله را پاره کردید ... یا نه
قبل تر، همان روز که حمایت هایتان نثار کسی شد که با وقاحت تمام از تریبون علنی
مجلس اعلام کرد باید امام را به موزه های تاریخ بسپریم ...! همان روز که آنقدر
دایره را وسیع کردید که لیبرال، مجاهدینی و نهضت آزادی و بهایی و هر کس که کینه ای
از اسلام و انقلاب داشت داخل دایره شد ... و تکلیف برخی هایتان با برخی هایتان
مشخص نشد ! . همه چیز به یک تاریخ بر می
گردد و به یک جریان فکری . همان جریان فکری که سروش را میرساند به توهین به امام
زمان ... همان جریان که اکبر گنجی را خسر الدنیا وو الاخره میکند . همان جریانی که
محسن کدیور را به ضلالت آشکار می کشاند... ! همان جریانی که امروز می شود حامی خواننده
ای که هویت خود را در توهین به اهل بیت علیهما السلام می داند ... شما را بار دیگر
نصیحت می کنم به رجوع به اسلام ناب محمدی که همان اسلام خمینی کبیر است ... اسلامی
که تولی دارد و تبری ... اسلامی که هم جهاد و مبارزه و حکم ارتداد دارد هم رحمانیت
علوی ...
و نگارنده این مقاله و جمعی از دانشجویان مسلمان دانشکده علوم اجتماعی به طور
جدی از مسئولین دانشکده و دانشجویان متدین به آل الله بر خورد قاطع ، انقلابی و حقوقی را
با این مطلب (که در سر مقاله نشریه صبح فردا به تاریخ 25 اردیبهشت1391 که در حمایت از جریان توهین به امام هادی
که این روزها از طریق جریانهای معلوم الحالی مدیریت می شود، نوشته شده است)
و مطالبی از این دست ، که با توهین به مقدسات سعی در شکستن حرمت ها و
ارزشها دارد و این روزها در نشریات دانشجویی منتشره در دانشکده باب شده است را هر
چه سریع تر خواستاریم .
پی نوشت1 : امروز به عمق فاجعه ی نظری برخی ها پی بردم ....
پی نوشت2 : همه مشکلات از بی غیرتی های ماست،
پی نوشت3 : الهی اعوذ بک من علم لا ینفع ...
ماییم و زخمهای گرانی که تا ابد
در سینههایمان نپذیرند التیام
زخم عمیق سینه سوزان کربلا
این خونچکان که تازه نماید علیالدوام
ماییم و انتظار، اماما، که کی کشد
از آستین نواده تو تیغ انتقام ......