ای کاش تلویزیون هم گشت ارشاد داشت ... !
مساله تاسف باری که اخیرا در صدا و سیما ملی دیده می شود ، نحوه برخورد با حجاب ، بالاخص چادر است . اخیرا تلویزیون در ساخت سریال های پلیسی فعال شده است . جدا از بحث ساختاری و محتوایی ، انچه جدید به نظر می رسد حضور خانم های پلیس در عملیات های متفاوت است . نمی دانم تا چه حد این حرکت در جریان سریال سازی جای خوشحالی دارد ! .اما آنچه در این میان سؤال برانگیز و تعجب آور است، تغییر چهره خانمهایی است که با پوشش چادر در محل کار حاضر می شوند . اینکه خانم های چادری به هنگام تحقیق خود به راحتی چادر را کنار گذاشته و در لباسی مبدل متناسب با موضوع پیگیری ، حاضر می شوند و دوباره پس از اتمام کار در پوشش چادر ظاهر می شوند . این موضوعی نیست که بتوان از کنار ان به سادگی گذشت . اینکه ایا چادر در اداره پلیس به مثابه لباس فرم است که بتوان در موقعیت های متفاوت تعویض شود ؟ سوال اینجاست که پس فلسفه حجاب چه می شود ؟ ایا درست است که برای تغیر نگرش افراد به این مساله که چادر ، پوشش راحتی است و هیچ محدودیتی نمی اورد و مانع فعالیتهای روزمره نمی شود آن را به یک شنل تنزل داد ؟ که هر وقت بخواهی از روی دوشت برداری ؟
نکته دیگر درمورد نحوه برخورد این افراد است . مساله ای که در تمامی سریال ها و فیلم های تلویزیونی دیده می شود .گویی مساله عفاف در برخورد ها و حفظ حریم و شئونات اسلامی حلقه گمشده ای است که هیچ کس به دنبالش نمی گردد. برای اثبات این مدعا کافی است گشتی در کانال های تلویزیونی بزنید و شبی یک سریال مشاهده کنید ! انوقت است که به گیرنده های خود شک می کنید ! شاید انقدر غرق نقد های فوق تخصصی شده ایم که دیگر این مسائل برایمان موضوعیت نمی یابد وشایدهم در این دعوای نابرابر رسانه ای تمام عزم خود را جزم کزده ایم که کم نیاوریم و تا می توانیم مخاطب جذب کنیم ، از چه چیزی و به چه قیمتی معلوم نیست و نکته همین جاست ! که سید مرتضی اوینی در بخشی از کتاب ایینه جادو به منشا و اسیب شناسی این مساله می پردازد .او اینگونه مطرح می کند : تعارضاتی که بین اقشار مختلف مردم وجود دارد ، رسیدن به یک وحدت نظر و عمومیت را محال می سازد . مقصود از مردم کدام اقشار جامعه هستند ؟ از سوی دیگر ، قبل از هر چیز باید به این پرسش بزرگتر جواب گفت که ایا وظیفه تلویزیون اجابت دعوات مردم و سرگرم کردن انهاست ویا تعلیم وتربیت انها ؟ اگر تعریف ما ازمردم همان باشد که اکنون در حکومت های ظاهرا دموکراتیک موجود است ، این مردم از مسائل جدی و تربیتی و همه انچه شرکت فعال آنها را در تفکر و تعقل طلب کند می گریزند .
لذت پرستی اصل مطلوب و غایت تفکر عام مردم در مغرب زمین است . با این تفکر وظیفه تلویزیون چیز دیگری است ، ( توضیحات بیشتر در کتاب ایینه جادو-جلد1)واگر نه ، خواه ناخواه باید منتظر باشیم که تلویزیون از عهده جذب همه مردم بر نیاید و بخش عظیمی از اقشار جامعه در جستجوی غفلتکده ای که انها را از خود غافل کند ، روی به شبکه های ویدیویی و فیلم های قاچاق بیاورند .این یک تعارض حل ناشدنی است و مساله ای است خاص جوامع مذهبی که از یک سو دین داری را برخود فرض می داند و از سوی دیگر رسانه هایی چون تلویزیون را هم نمی خواهد رها کند ... .
با این همه تفاسیر ، این مساله بزرگی است و اگر اینگونه تعارضات فرهنگی و مذهبی در سریال های ما حل نشود شاهد تبعات و شکاف های سنگینی در جامعه خواهیم بود که با هیچ گشت ارشادی حل نمی شود .
...وقتی که فریاد در گلو میشکند