این جبهه سرباز می خواهد ....
" عالم در گیر حادثه عظیم تحولی است که همه چیز را دگرگون خواهد کرد و این تحول ، خلاف این دو قرن گذشته نه از درون تکنولوژی که از عمق روح مجرد انسان برخاسته است . استمرار این تحول هرگز موکول به آن نیست که تجربه تشکیل نظام حکومتی اسلام در ایران به توفیق کامل بیانجامد ، این امری است که به مرزها محدود نمی ماند و اگر رنسانس توجه بشر را از آسمان به زمین بازگرداند، این تحول بار دیگر بشر را متوجه آسمان خواهد کرد . این راهی است که انسان فردا خواهد پیمود و چه بخواهد و چه نخواهد اومانیسم و لائیسم در همه صورت های آن شکست خواهند خورد" . این ها را سید در خاک فکه می گوید که رمل هایش گواه تشنگی اباعبدالله الحسین است و قتلگاهش حکایت از آغاز نهضتی دارد که قرار است "بدم المقتول " باشد . و در برابر تمامی تمدن های خون خوار یزیدی ندای الله اکبر سر بدهد . اما نکته ای که سید شهیدان اهل قلم بارها بر آن تاکید داشته است این است که انقلاب ما انقلاب ارزش هاست و بنابر این در تمامی موارد، قبل از اتخاذ شیوه های معمول غربی در مسائل مطروح باید دید که نسبت آنها به ارزش های معهود ما چیست ؟ و از سوی دیگر آیا ما اجازه داریم که از پیروزی های گذشته خویش در برابر غرب لاک غفلتی بسازیم و در آن بخزیم و بیارامیم ؟! سوال اینجاست که ما چه کرده ایم ؟ ما به عنوان وارثان انقلاب امام و تمدن سازان جامعه مهدوی تا کجا پا را فراتر گذاشته ایم ؟! و تا چه حد به این باور رسیده ایم که با تئوری های غربی که اقتضائات خود را دارد نمی توان برای جامعه اسلامی کار ی انجام داد ؟ تا چه حد مصداق" مداد العلما افضل من دماء الشهدا " شده ایم ؟! نظام آموزشیمان همچنان تقلیدی از مغرب زمین است و هیچ کداممان از خود سوال نمی کنیم که هدف اصلی نظام آموزش در غرب چیست ؟ اگر بخواهیم نظام آموزشی بر مبنای اعتقاد به معاد بنا کنیم چه اتفاقی می افتد ؟ محتوای علمی سیستم های آموزشیمان در مدارس و دانشگاهها انباشته از فرضیاتی است که هر چند به اثبات نرسیده اند، اما به گونه ای تدریس می شوند که تو گویی علم مطلق هستند و هیچ تردیدی در آنها وجود ندارد . و تنها راه نجات از این چرخه مضمهل این است که بر گردیم به رسالت جهادی خودمان . وقتی ما جبهه های نبردمان را دانشگاه جبهه می خوانیم و امام امت را معلم انقلاب لقب داده ایم روشن است که از آموزش و دانشگاه و دانشجو مفهومی وسیع تر از آنچه در غرب معمول است دریافت می کنیم . مثلا یکی از راهکارهایی که سید مرتضی اوینی پیشنهاد می دهد این است که ، نظام آموزشی غربی محصول جدایی علم از دین است و بدین ترتیب برای اصلاح آن باید مبانی علوم را بار دیگر بر حقیقت عالم –یعنی معتقدات دینی- بنا کرد . و قاطعانه می گوید که : رودر رویی انقلاب اسلامی ایران در اصل با تفکر غربی است و ماانشالله در آینده ای نه چندان دور، شاهد یک رجعت همه جانبه فرهنگی به اصول و مبانی اسلام خواهیم بود و خواهیم دید که چگونه تمدن اسلام مبتنی بر همین رجعت وسیع فرهنگی، تحولات عظیمی را در ارکان و ظواهر حیات اجتماعی انسان ایجاد خواهد کرد و نظامات تازه ای را در همه زمینه ها ی علمی –فرهنگی – سیاسی و مدنی برقرار خواهد داشت . و این وظیفه خطیر به دوش نسل هایی است که ادامه دهنده راه شهدا هستند و قرار است هر کدامشان به لطف خدا همت باشند برای خمینی زمانه شان در عرصه تمدن سازی در عصر چهارم انقلاب . انشالله . و همانگونه که علم الهدی ها بر خود وا جب دیدند که کرسی دانشگاه را رها کرده و در سنگر دیگری به اسلام خدمت کنند . بر خود واجب خواهند دید که این بار در سنگر دانشگاه به عنوان افسر جوان جنگ نرم برای تداوم و سربلندی جمهوری اسلامی با تمام اندیشه های باطل مبارزه کند . تا اعتلای کلمه لا اله الی الله .
پی نوشت : حقیقت ان است که یک سال در شهر نفس می زنیم به عشق یک هفته نفسهای خاکی در شلمچه و فکه و دو کوهه ...
شهدا باز هم با دستها و قلبهایی خسته به شما پناه می آوریم ... با حرفهایی که جایشان فقط در دل هویزه است و فریادهایی که باید در شرهانی زده شود ...
حلالمان کنید اگر از این سفر انشالله باز نگشتیم ....
...وقتی که فریاد در گلو میشکند