چه می شد گر زبانم چون زبان سرخ میثم بود

گلوی من پر از فریاد مظلومان عالم بود

خدایا ! سبز می شد کاش نخل آرزوهایم 

همان نخلی که روزی شاهد معراج میثم بود

اگر من چوبه دار خویش را بر دوش می بردم

برایم اعتراض و عاشقی حق مسلم بود

به غیر از حق به پیش هیچ کس سر خم نمی کردم

اگر در محضر تیغ شهادت گردنم خم بود

شکستم بیعت این زهد بازان مقدس را

که دیدم دینشان آلوده دنیا و درهم بود

شما هم چون علی سر در تنور داغ می کردید

اگر در قلبتان ایمان و پروای جهنم بود

چرا سجاده ها تان سفره شیطان شد ای مردم

که در خوان خدا هم پاره نانی فراهم بود

ربا بود و عبادت بود و غوغای سیاست بود 

ظهوز فتنه بود و ذوالفقاری در میان کم بود ...